چاپ CD , چاپ سی دی,چاپ دی وی دی, چاپ و رایت و تکثیر,قفل گذاری سی دی ,چاپ کارت ویزیت فوری

تحقق بخشیدن به یک رویا

تحقق بخشیدن به یک رویا

متن زیر بریده ای از کتاب Anything you want است (با تلخیص و تغییر):

قسمت قبلی را ببینید.

کار توزیع کننده های موسیقی تقریبا غیر قانونی بود. بستن قرارداد برای توزیع موسیقی به اندازه قرارداد ضبط موسیقی جدید دشوار بود. توزیع کننده ها اغلب این خصلت بد را داشتند که هزاران سی دی را دریافت می کردند اما مبلغ آن را _اگر نمی پیچاندند_ سال بعد پرداخت می کردند. خب واضح است در این میان افرادی که جیبشان گنده و پر پول بود همیشه جایگاه اختصاصی ویژه ای داشتند و مابقی ما برای مدت های طولانی باید در صف منتظر می ماندیم. اگر در ماه های اول فروش خوبی نداشته باشید شما را از سیستم پرت می کنند بیرون. البته توزیع کننده ها آدم های خبیثی نبودند بلکه این سیستم بود که مشکل داشت. و من دلم نمی خواست سروکارم با این سیستم باشد. برای همین وقتی فروشگاه آنلاین ضبط موسیقی به من گفت که نمیتواند مستقیما سی دی هایم را بفروشد با خودم گفتم “بیخیال، خودم فروشگاه آنلاینم رو راه می اندازم. مگه چقد سخته؟”

 

در سال 1997 (1375 شمسی)،‌ هنوز PayPal وجود نداشت. برای همین مجبور شدم یک اکانت فروشنده کارت اعتباری تهیه کنم (چیزی شبیه درگاه اینترنتی به پرداخت ملت!) که برای من 1000 دلار آب می خورد و راه اندازی اش حدود 3 ماه طول می کشید. بانک حتی مجبور شد یک بازرس به محل کارم بفرستد تا مطمئن شود من یک کسب و کار واقعی دارم. بعد،‌ باید یاد می گرفتم که چظور یک سبدخرید آنلاین تهیه کنم (آن موقع ها مثل حالا همه چیز مثل آب خوردن نبود!). من اصلا برنامه نویسی بلد نبودم اما چند مثال از یک کتاب برنامه نویسی کپی کردم که این کار با هزار جور سعی و خطا همراه بود. در نهایت مجبور شدم یک دکمه “همین حالا بخرید” برای سایت خودم خریداری کنم! نخندید،‌آن موقع ها این مسائل خیلی ساده نبودند.

وقتی به یکی از دوستانم گفتم که یک دکمه “همین حالا بخرید” خریداری کردم،‌یکی از آنها گفت “میشه سی دی های من رو هم بفروشی؟” من یک مقدار فکر کردم و بعد گفتم “باشه،‌حتما مشکلی نیست”‌. من فقط قصدم این بود که به او لطفی کرده باشم. چند ساعتی طول کشید تا او را به سیستم خودم اضافه کنم. یک صفحه جداگانه برای فروش سی دی های او در وب سایتم ساختم. بعد دو نفر دیگر از دوستانم همین درخواست را داشتند. و بعد کم کم تماس هایی از غریبه ها می رسید که می گفتند “دوستم دِیو گفته شما میتونید سی دیهامو بفروشید؟” این تماس ها و ایمیل ها ادامه داشت و من به همه جواب مثبت دادم. دو مدیر آنلاین موسیقی که معروف بودند (برایان بِیکر از Gajoob و دیوید هووپر) این موضوع را در لیست ایمیل خود اطلاع رسانی کردند (ازشون ممنونم!) 50 تا موسیقی دان در سایتم ثبت نام کردند. قرار بود اینها فقط یک لطف ساده باشد. من فقط می خواستم برای چند تا از دوستانم کاری کرده باشم. هممم…..

تحقق بخشیدن به یک رویا

تحقق بخشیدن به یک رویا

فروش سی دی های دوستانم وقت زیادی را از من می گرفت. فهمیدم که به طور تصادفی یک کسب و کار راه انداختم! اما من نمیخواستم این کار را کنم. کسب و کار من موسیقی است که در آن بسیار موفقم. و دلم نمی خواست موضوع دیگری مرا از این کار دور کند و حواسم را پرت کند. برای همین ایده ای به ذهنم رسید که باعث می شد این کسب و کار خیلی رشد نکند و من بتوانم به کار موسیقی ام ادامه بدهم. باید کاری می کردم که این کسب و کار در جهت عکس رشد کند یعنی،‌رشد منفی داشته باشد. شروع کردم به نوشتن یک قرارداد. قراردادی که همه افراد ثبت نام کرده در سایتم موظف به اجرای آن هستند. در این قرارداد نوشتم که همه توزیع کنندگان باید:

1- هر هفته مبلغی را پرداخت کنند.

2- نام و آدرس کامل افرادی که سی دی های من را خریدند را به من نشان دهند (چون آنها طرافداران من هستند نه طرفداران توزیع کنندگان!)

3- اگر به اندازه کافی فروش نداشتم من را از سیستم بیرون نیندازند (حتی اگر هر 5 سال یک سی دی بفروشم،‌آن سی دی همیشه در سایت قرار خواهد داشت)

4- جایگاه ها به صورت پولی نباشد(از انصاف به دور است چون افرادی هستند که بضاعت مالی ضعیفی دارند)

 

همین! این ماموریت من بود. دوستش داشتم. یک سرگرمی با ارزش بود. اسمش را CD Baby گذاشتم و سی دی دوستانم را در آن قرار دادم. آن 4 نکته مثل یک بیانیه ماموریت بود. آن را داخل سایت نوشتم،‌ در هر کنفرانس راجع بهش صحبت می کردم،‌و مطمئن می شدم هرکسی با من کار می کند از آن مطلع است.

نکته کلیدی این جاست که من نمی خواستم یک کسب و کار بزرگ راه بیندازم. می خواستم به خودم نشان بدهم یک در یک دنیای ایده آل،‌ یک کار کوچک چطور باید باشد و چه قوانینی داشته باشد.

شما وقتی یک کسب و کار راه می اندازیم،‌در واقع دارید یک دنیای کوچک درست می کنید که در آن خودتان همه قوانین را کنترل می کنید. این آرمانشهر شما است. وقتی رویای شما برای خودِ شما محقق شود،‌ شاید آن رویای محقق شده فرد دیگری نیز باشد.

قسمت بعدی: یک مدل کسب و کار چگونه باید باشد؟

 


یک نظر

  1. حسن بهمن ۱۳, ۱۳۹۷ پاسخ

    ممنون مطلب خوبی بود

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

آتلیه بارداری آتلیه بارداري اجاره آپارتمان مبله